surfs معنی فارسی خيزآبي که بدريا کنارخورده خرد ميشود ، موج واژههای دیگر با معنی «خيزآبي که بدريا کنارخورده خرد ميشود» surf خيزآبي که بدريا کنارخورده خرد ميشود، موج