دیکشنری فارسی

surfy

معنی فارسی

داراي خيزآب زياد ، کف کننده (چون آب دريا)

معنی کامل و مثال‌ها

/su_rf´ē/adj.

● غلتاب مانند، خیزابی، غلتابی، آبخیز مانند

● متلاطم، پر موج

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن