دیکشنری فارسی

surmounted

UKsəmauntid USsə'mauntıd

معنی فارسی

بالا (ي چيزي) قرار گرفتن ، غالب آمدن بر ،

برطرف کردن ، از ميان برداشتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having something on top “columns surmounted by statues” “Participle of verb: surmount”

واژه‌های دیگر با معنی «بالا (ي چيزي) قرار گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن