surplusage
معنی فارسی
حشو و زوائد در اسناد نوشتن
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● اضافه، مازاد، باقیمانده
● (واژه یا مطلب) نامربوط، بیربط
● (حقوق) مطلب نامربوط به قضیهی مورد دعوی
تعریف انگلیسی
noun
- a quantity much larger than is needed
مترادفها
noun
1. See surplus.
2. (Law.) Irrelevant matter.