survey station معنی فارسی ايستگاه نقشه برداري ايستگاه کنترل نقشه برداري واژههای دیگر با معنی «ايستگاه نقشه برداري» base end station ايستگاه عقب (نقشه برداري) known datum point ايستگاه معلوم (نقشه برداري)، نقطه اي با مختصات و گراي معلوم traverse station ايستگاه پيمايش (نقشه برداري) datum point نقطه مبناي مختصات شبکه، ايستگاه مبناي نقشه برداري triangulation station ايستگاه مثلث بندي، (نقاط رئوس مثلث نقشه برداري)