دیکشنری فارسی

survivable

UKsəvivəbl USsə'vaıvəbəl

معنی فارسی

قابل بقا پايدار بازمان پايند پذير پايستني

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝr vīv´ǝ b'l/adj.

قابل بقا، پایدار، بازمان، پایند پذیر، پایستنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن