دیکشنری فارسی

sushi

US'su:ʃı

معنی فارسی

سوشي

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´shē/n.

● سوشی (خوراک ژاپنی: برنج آب پز و سرد و کمی سرکه و لایه‌های گوشت خام یا پخته)

تعریف انگلیسی

noun
  1. rice (with raw fish) wrapped in seaweed

واژه‌های دیگر با معنی «سوشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن