دیکشنری فارسی

suspended animation

معنی فارسی

(طب) وقفه موقت فعاليت هاي حياتي وغيره .

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ spen´did/

● حیات معلق، زیست دروایه، دروایه زیستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a temporary cessation of vital functions with loss of consciousness resembling death; usually resulting from asphyxia

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن