دیکشنری فارسی

suspensive

UKsəspensiv

معنی فارسی

آويزگر آويزشي تعليقي آگيشي دروايگر دروايه اي بلاتکليف نامعلوم تعيين نشده معلق آويخته دروايه

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ spen´siv/adj.

● آویزگر، آویزشی، تعلیقی، آگیشی، دروایگر، دروایه‌ای

● بلاتکلیف، نامعلوم، تعیین نشده

● معلق، آویخته، دروایه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of a situation) characterized by or causing suspense
  2. undecided or characterized by indecisiveness

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن