sustentacular معنی فارسی حامي نگهدارنده محافظ. واژههای دیگر با معنی «حامي» Hamitic حامي، وابسته به حام پسرنوح، وابسته به نژاد حام و زبانهاي حامي advocate حامي، طرفدار، مدافع supporter حامي، پشتيبان، نگهدار. advocator حامي، مدافع، طرفدار upholder حامي، نگاه دارنده vindicator حامي، مدافع nepotist حامي خويشاندان، خويش پرست tribuneship مقام حامي ملت. hamito semitic از نژاد حامي وسامي. lar n در روم باستان نام يکي از خدايان حامي خانه، خداي خانگي