دیکشنری فارسی

swag

UKswæg

معنی فارسی

کالاي دزديده شده مال مسروق

معنی کامل و مثال‌ها

/swag/n., vi., vt.

● پس و پیش رفتن، تلوتلو خوردن، لقیدن، لقاندن، یک وری شدن

● آویخته شدن، آویزان شدن

● تلوتلو، لقی، تکان، یک وری شدگی

● هر گونه آذین آویخته، با تزیینات آویزان زینت کردن

● (خودمانی) مال دزدی، پول سرقت شده، غارت، یغما

● (استرالیا) بقچه‌ی لباس (مال کارگران دوره گرد)

● (عامیانه) مقدار زیاد، یک عالمه

a swag of letters to read

یک عالمه نامه برای خواندن

تعریف انگلیسی

verb
  1. valuable goods
  2. goods or money obtained illegally
  3. a bundle containing the personal belongings of a swagman
  4. walk as if unable to control one's movements “The drunken man staggered into the room” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  5. droop, sink, or settle from or as if from pressure or loss of tautness “Something ----s” “Somebody ----s”
  6. sway heavily or unsteadily “Something ----s” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
Bend (by force of gravity), settle, sag, give way, lean.

واژه‌های دیگر با معنی «کالاي دزديده شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن