دیکشنری فارسی

swain

UKswein USsweın

معنی فارسی

جوان روستايي عاشق (روستايي)

معنی کامل و مثال‌ها

/swān/n.

● (قدیمی)

● جوان، نوجوان

● جوان روستایی، روستازاده

● جوان روستایی عاشق، روستایی عاشق پیشه

● عاشق، عاشق پیشه، دلداده، بیدل

● خواستگار

تعریف انگلیسی

noun
  1. a man who is the lover of a girl or young woman “if I'd known he was her boyfriend I wouldn't have asked”

مترادف‌ها

noun
1. Rustic, hind, peasant, countryman, clown.
2. Country gallant, rustic lover, wooer, suitor, adorer, inamorato, amoroso.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن