دیکشنری فارسی

swale

معنی فارسی

سرزمين گود و مرطوب، تلوتلو خوردن.

زمين گود و باتلاقي

معنی کامل و مثال‌ها

/swāl/n.

فرو رفتگی زمین، گودال، فرودشت، فروزمین، فروگاه

زمین گود و باتلاقی

مترادف‌ها

verb neuter
Melt (as a candle), waste, consume, waste away, sweal.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن