swale
معنی فارسی
سرزمين گود و مرطوب، تلوتلو خوردن.
زمين گود و باتلاقي
معنی کامل و مثالها
/swāl/n.
● فرو رفتگی زمین، گودال، فرودشت، فروزمین، فروگاه
● زمین گود و باتلاقی
مترادفها
verb neuter
Melt (as a candle), waste, consume, waste away, sweal.
سرزمين گود و مرطوب، تلوتلو خوردن.
زمين گود و باتلاقي
/swāl/n.
● فرو رفتگی زمین، گودال، فرودشت، فروزمین، فروگاه
● زمین گود و باتلاقی
verb neuter
Melt (as a candle), waste, consume, waste away, sweal.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن