دیکشنری فارسی

swami

US'swɔmı

معنی فارسی

مرتاض هندي رهبر مذهبي هندي مرشد. دانشمند عالم حکيم مرتاض

معنی کامل و مثال‌ها

/swä´mē/n., pl.

● (هندوستان)

● ارباب، مرشد، رهبر، رهبر روحانی

● دانشمند، عالم، حکیم

● مرتاض

تعریف انگلیسی

noun
  1. a Hindu religious teacher; used as a title of respect

واژه‌های دیگر با معنی «مرتاض هندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن