swami
US'swɔmı
معنی فارسی
مرتاض هندي رهبر مذهبي هندي مرشد. دانشمند عالم حکيم مرتاض
معنی کامل و مثالها
/swä´mē/n., pl.
● (هندوستان)
● ارباب، مرشد، رهبر، رهبر روحانی
● دانشمند، عالم، حکیم
● مرتاض