swan (1)
معنی کامل و مثالها
/swän, swôn/n., vi.
● (جانور شناسی) قو (تیرهی Anatidae)
● (نجوم) رجوع شود به: Cygnus
● انسان قو مانند (به ویژه شاعر یا آواز خوان)
● (انگلیس - عامیانه) خرامیدن، (مثل قو) راه رفتن، خرامان خرامان رفتن، پرسه زدن
/swän, swôn/n., vi.
● (جانور شناسی) قو (تیرهی Anatidae)
● (نجوم) رجوع شود به: Cygnus
● انسان قو مانند (به ویژه شاعر یا آواز خوان)
● (انگلیس - عامیانه) خرامیدن، (مثل قو) راه رفتن، خرامان خرامان رفتن، پرسه زدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن