swank (1)
معنی کامل و مثالها
/swaŋk/n., adj., vi.
● (عامیانه)
● (لباس یا مبل و غیره) شیک (وکمی جلف)، توذوق زننده، نظر گیر
● (رفتار یا سخن) خودنمایانه، متظاهرانه، پرناز و افاده، پرادا و اطفار
● فیس و افاده کردن، (مبل و ملک و غیره) به رخ دیگران کشیدن، (به چیزی) نازیدن