swath
UKsweið
USswɔθ
معنی فارسی
رديف چيده شده ،
رديف دروشده (ازعلف ياغله)
معنی کامل و مثالها
/swäth, swôth/n.
● (بخشی از زمین زیرکشت که بایک حرکت یا چرخش داس یا چمن زن درو میشود) باریکه، نواره
● (نادر) ضربهی داس، برش داس
● زمین باریک، (زمین) قطعه، قواره، نواره (swathe هم میگویند)
our army took another swath of the enemy's territory
ارتش ما یک نواره دیگر از سرزمین دشمن را گرفت.
* cut a wide swath
با سرو صدا و زرق و برق زیاد نمایش دادن، جلب نظر کردن، موجب خرابی یا دگرگونی زیاد شدن، تاثیر گسترده داشتن
تعریف انگلیسی
noun
- the space created by the swing of a scythe or the cut of a mowing machine
- a path or strip (as cut by one course of mowing)