دیکشنری فارسی

sweatbox

UKswɔtbɔks

معنی فارسی

زندان مجرد.

جاي گرم و عرق انگيز، ژفخانه

زندان

معنی کامل و مثال‌ها

/-bäks´/n.

● (جعبه‌ای که در آن چرم یا میوه‌ی خشکانده را مرطوب نگه می‌دارند) نم‌نگهدار

● جای گرم و عرق انگیز، ژفخانه

● (عامیانه) زندان

تعریف انگلیسی

noun
  1. small or narrow cell
  2. a device that causes tobacco leaves or fruit or hides to sweat

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن