sweating-bath معنی فارسی گرمابه واژههای دیگر با معنی «گرمابه» sweating bath گرمابه، حمام گرم، حمام بخار bathhouse گرمابه، حمام، لباس کن sudatorium گرمابه، حمام گرم bath-keeper گرمابه دار، حمامي turkish bath گرمابه بخار، حمام (بنوعي که در ايران وترکيه مرسوم است). hypocaust جهنم گرمابه، جهنم حمام black-beetle سوسک گرمابه cockroach سوسک گرمابه shower-bath گرمابه دوش دار bath-house حمام، گرمابه