دیکشنری فارسی

swede

USswi:d

معنی فارسی

سوئدي اهل سوئد

معنی کامل و مثال‌ها

/swēd/n.

● اهل کشور سوئد، سوئدی

● (انگلیسی) رجوع شود به: rutabaga

تعریف انگلیسی

noun
  1. the large yellow root of a rutabaga plant used as food
  2. a cruciferous plant with a thick bulbous edible yellow root
noun
  1. a native or inhabitant of Sweden

واژه‌های دیگر با معنی «سوئدي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن