دیکشنری فارسی

sweepstakes

UKswiːpsteiks US'swi:p'steıks

معنی فارسی

شرط بندي

جايزه ي برنده ي شرط بندي

اسبدواني شرطي، مسابقه ي قماري

معنی کامل و مثال‌ها

/-stāks´/n., pl.

(به ویژه در اسبدوانی) شرط بندی

(مبلغ) جایزه‌ی برنده‌ی شرط بندی

اسبدوانی شرطی، مسابقه‌ی قماری

لاتاری

مترادف‌ها

noun
1. Winner (in gaming or in horse racing).
2. Total stakes (at a horse race).

واژه‌های دیگر با معنی «شرط بندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن