دیکشنری فارسی

sweeting

US'swi:tıŋ

معنی فارسی

يکجورسيب خيلي شيرين ياسيب سصثثفهساقندک ،

يار شيرين ، دلبر ، محبوب

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

● سیب شیرین، سیب قندی

● (قدیمی) رجوع شود به: sweetheart

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن