دیکشنری فارسی

swelter

US'sweltə

معنی فارسی

از گرما بيحال شدن ، خيس عرق شدن ،

زياد گرم بودن ، هواي گرم

معنی کامل و مثال‌ها

/swel´tǝr/vi., vt., n.

● (به ویژه هوا) گرم بودن یا کردن، از گرما کلافه شدن یا کردن

the prisoners sweltered all day in that tiny room

زندانیان در آن اتاق کوچک تمام روز از گرما کلافه بودند.

a land that swelters for most of the year

سرزمینی که بیشتر سال گرمای سوزان دارد

● گرمای شدید، داغی

we ate in a swelter sweat dripping from our shirts

ما در گرمای سوزان غذا خوردیم و عرق از پیراهن‌هایمان می‌چکید.

● (قدیمی - به ویژه زهر) بیرون دادن، ریختن، تراویدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. be uncomfortably hot “Somebody ----s”
  2. suffer from intense heat “we were sweltering at the beach” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

verb neuter
Be oppressed with heat, be overcome by heat, be hot.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن