sweltering
UKsweltəriŋ
US'sweltərıŋ
معنی فارسی
شديد ، سوزان ، کلافه کننده ، داغ ، تفتان
رجوع شود به sultry
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/adj.
● (گرما) شدید، سوزان، کلافه کننده، داغ، تفتان
the sweltering heat of a summer afternoon
گرمای سوزان یک بعد از ظهر تابستان
● رجوع شود به: sultry