دیکشنری فارسی

sweltering

UKsweltəriŋ US'sweltərıŋ

معنی فارسی

شديد ، سوزان ، کلافه کننده ، داغ ، تفتان

رجوع شود به sultry

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

● (گرما) شدید، سوزان، کلافه کننده، داغ، تفتان

the sweltering heat of a summer afternoon

گرمای سوزان یک بعد از ظهر تابستان

● رجوع شود به: sultry

تعریف انگلیسی

adjective
  1. excessively hot and humid or marked by sweating and faintness “a sweltering room” “sweltering athletes”

واژه‌های دیگر با معنی «شديد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن