دیکشنری فارسی

sweltering

UKsweltəriŋ US'sweltərıŋ

معنی فارسی

شديد ، سوزان ، کلافه کننده ، داغ ، تفتان

رجوع شود به sultry

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

(گرما) شدید، سوزان، کلافه کننده، داغ، تفتان

the sweltering heat of a summer afternoon

گرمای سوزان یک بعد از ظهر تابستان

رجوع شود به: sultry

واژه‌های دیگر با معنی «شديد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن