دیکشنری فارسی

swimming (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/swim´iŋ/n., adj.

● گیجی، دوران سر

● دچار سرگیجه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن