swinger
US'swıŋə
معنی فارسی
نوسان دار، اونگي، ولگرد، هوسران، لذت طلب.
کسي که آويزان ميکند يا به اهتزاز درميآورد
اهل عيش و طرب، خوشگذران
معنی کامل و مثالها
/swiŋ´ǝr/n.
● آویزان، آونگان، آویزان شونده
● کسی که آویزان میکند یا به اهتزاز درمیآورد (رجوع شود به: swing)
● اهل عیش و طرب، خوشگذران، الواط
● شیک
● کسی که سوینگ میرقصد
تعریف انگلیسی
noun
- someone who swings sports implements
- a person who engages freely in promiscuous sex