دیکشنری فارسی

swink

USswıŋk

معنی فارسی

کار کردن زحمت کشيدن مشقت رنج زحمتکش.

معنی کامل و مثال‌ها

/swiŋk/n., vi.

(قدیمی) زحمت کشیدن، جان کندن

واژه‌های دیگر با معنی «کار کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن