swink
USswıŋk
معنی فارسی
کار کردن زحمت کشيدن مشقت رنج زحمتکش.
معنی کامل و مثالها
/swiŋk/n., vi.
● (قدیمی) زحمت کشیدن، جان کندن
کار کردن زحمت کشيدن مشقت رنج زحمتکش.
/swiŋk/n., vi.
● (قدیمی) زحمت کشیدن، جان کندن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن