swishy
معنی فارسی
داراي صداي وژ يا غژ
وابسته به کونيها، زن صفتانه
معنی کامل و مثالها
/-ē/adj.
● دارای صدای وژ یا غژ (رجوع شود به: swish)
● (خودمانی - تحقیر آمیز) وابسته به کونیها، زن صفتانه
تعریف انگلیسی
adjective
- resembling a sustained `sh' or soft whistle “swishing windshield wipers” “a swishy skirt”