دیکشنری فارسی

swishy

معنی فارسی

داراي صداي وژ يا غژ

وابسته به کونيها، زن صفتانه

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

● دارای صدای وژ یا غژ (رجوع شود به: swish)

● (خودمانی - تحقیر آمیز) وابسته به کونی‌ها، زن صفتانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling a sustained `sh' or soft whistle “swishing windshield wipers” “a swishy skirt”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن