syllogize
معنی فارسی
شکل منطقي درست کردن ، صغري وکبري چيدن
معنی کامل و مثالها
/sil´ǝ jīz´/vi., vt.
● منطق صوری بهکار بردن، از کل به جز استدلال کردن
تعریف انگلیسی
verb
- reason by syllogisms “Somebody ----s”