دیکشنری فارسی

syllogize

معنی فارسی

شکل منطقي درست کردن ، صغري وکبري چيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/sil´ǝ jīz´/vi., vt.

● منطق صوری به‌کار بردن، از کل به جز استدلال کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. reason by syllogisms “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «شکل منطقي درست کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن