sylph
UKsilf
معنی فارسی
روح عنصري هوا جني هوايي دخترخوش اندام
معنی کامل و مثالها
/silf/n.
● (در کیمیای پاراسل سوس Paracelsus) موجودات فانی و بیروح ساکن در هوا: سیلف
● (زن یا دختر) خوش قد و بالا
تعریف انگلیسی
noun
- a slender graceful young woman
- an elemental being believed to inhabit the air
مترادفها
noun
Fairy, fay, peri, sylphid.