دیکشنری فارسی

sylph

UKsilf

معنی فارسی

روح عنصري هوا جني هوايي دخترخوش اندام

معنی کامل و مثال‌ها

/silf/n.

● (در کیمیای پاراسل سوس Paracelsus) موجودات فانی و بی‌روح ساکن در هوا: سیلف

● (زن یا دختر) خوش قد و بالا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a slender graceful young woman
  2. an elemental being believed to inhabit the air

مترادف‌ها

noun
Fairy, fay, peri, sylphid.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن