دیکشنری فارسی

sylvan

UKsilvən US'sılvən

معنی فارسی

جنگلي جنگل دار روستايي

معنی کامل و مثال‌ها

/sil´vǝn/n., adj.

● وابسته به جنگل، جنگلی

● جنگل زی

● پوشیده از درخت یا جنگل، پرجنگل

● آدم جنگلی، جنگل نشین

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a spirit that lives in or frequents the woods
  2. relating to or characteristic of wooded regions “a shady sylvan glade”

مترادف‌ها

I. adjective
1. Forest like.
2. Woody, shady.
II. noun
Satyr, faun.

واژه‌های دیگر با معنی «جنگلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن