symbolic(al) معنی فارسی رمزي نشان دار علامت دار حاکي دال نشان دهنده رابطه نحوي واژههای دیگر با معنی «رمزي» encoded رمزي، رمزي شده . coded رمزي. puzzle lock قفل رمزي mystic sense معني رمزي، معني پوشيده codetalk صحبت رمزي cryptograph نوشته رمزي، رمز coded character دخشه رمزي. mystic participation اشتراک رمزي cryptocorrespondence مکاتبات رمزي، مکاتبه به رمز semeiotic مکتب علائم رمزي، (طب) وابسته به علائم مرض.