دیکشنری فارسی

symbolically

UKsimbɔlikɑːliː USsım'bɔlıkəlı

معنی فارسی

نمادي نمادين رمزي نشان دار علا مت دار حاکي دال بر.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a symbolic manner “symbolically accepted goals” “Derived from adjective: symbolic”
  2. by means of symbols “symbolically expressed” “Derived from adjective: symbolic”

واژه‌های دیگر با معنی «نمادي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن