دیکشنری فارسی

symmetric

UKsimetrik

معنی فارسی

متقارن.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having similarity in size, shape, and relative position of corresponding parts

واژه‌های دیگر با معنی «متقارن.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن