sympatholytic
معنی فارسی
کاهنده ي فعاليت اعصاب سمپاتيک،
همسوهشي کاه ، ضد سمپاتيک
معنی کامل و مثالها
/sim´pǝ thō lit´ik/adj.
● (دارو وغیره) کاهندهی فعالیت اعصاب سمپاتیک، همسوهشی کاه، ضد سمپاتیک
کاهنده ي فعاليت اعصاب سمپاتيک،
همسوهشي کاه ، ضد سمپاتيک
/sim´pǝ thō lit´ik/adj.
● (دارو وغیره) کاهندهی فعالیت اعصاب سمپاتیک، همسوهشی کاه، ضد سمپاتیک
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن