دیکشنری فارسی

sympathomimetic

معنی فارسی

داراي اثري مشابه با اثر اعصاب سمپاتيک که

تحريک شده اند، همسوهشي انگيز گونه ، محرک

سمپاتيک

معنی کامل و مثال‌ها

/-mi met´ik,-mī-/adj.

● (دارو و غیره) دارای اثری مشابه با اثر اعصاب سمپاتیک که تحریک شده‌اند، همسوهشی انگیز گونه، محرک سمپاتیک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to epinephrine (its release or action) “Pertains to noun: epinephrine (for: adrenergic)”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن