دیکشنری فارسی

symphonist

معنی فارسی

هم نواگر نوازنده عضو ارکستر اهنگ ساز تصنيف ساز. عضو ارکستر سمفونيک

معنی کامل و مثال‌ها

/sim´fǝ nist/n.

● نویسنده‌ی سمفونی، سمفونی پرداز

● عضو ارکستر سمفونیک

تعریف انگلیسی

noun
  1. a composer of symphonies

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن