دیکشنری فارسی

symptomatize

معنی فارسی

نشانه ي بيماري بودن، هم افت بودن

حاکي بودن، دال بودن بر، نشاندادن

معنی کامل و مثال‌ها

/simp´tem ǝ tīz´/vt.

نشانه‌ی بیماری بودن، هم افت بودن

حاکی بودن، دال بودن بر، نشان‌دادن (symptomize هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن