دیکشنری فارسی

synchro

US'sıŋkrəu

معنی فارسی

دستگاه تنظيم تير خودکار پدافند هوايي

دستگاه کنترل آتش سنکرونيزه

معنی کامل و مثال‌ها

/siŋ´krō/n., pl.

● (مکانیک) همگام ساز، ساختار همگام

تعریف انگلیسی

noun
  1. a system consisting of a generator and a motor so connected that the motor will assume the same relative position as the generator; the generator and the motor are synchronized

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن