دیکشنری فارسی

synchro

US'sıŋkrəu

معنی فارسی

دستگاه تنظيم تير خودکار پدافند هوايي

دستگاه کنترل آتش سنکرونيزه

معنی کامل و مثال‌ها

/siŋ´krō/n., pl.

(مکانیک) همگام ساز، ساختار همگام

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن