synchronicity
معنی فارسی
همزماني
معنی کامل و مثالها
/siŋ´krǝ nis´ǝ tē/n., pl.
● همزمانی، هم رخدادی، مقارنه، هم هنگامی، همگامی
همزماني
/siŋ´krǝ nis´ǝ tē/n., pl.
● همزمانی، هم رخدادی، مقارنه، هم هنگامی، همگامی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن