دیکشنری فارسی

synchrotron

معنی فارسی

سينکروترون

معنی کامل و مثال‌ها

/-trän´/n.

● (فیزیک) سینکروترون، پرهون‌چرخ مغناطیسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. cyclotron in which the electric field is maintained at a constant frequency

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن