دیکشنری فارسی

syncopate

UKsiŋkəpeit

معنی فارسی

از ميان کوتاه کردن ، ضدضرب ، قراردادن

معنی کامل و مثال‌ها

/siŋ´kǝ pāt´, sin´-/vt.

● (با حذف واکه‌ی میانی، واژه را) کوتاه کردن، میان وا کبری کردن (مثلا bewild'ring به جای bewildering)، واکبری کردن (مثلا policeman را pliceman تلفظ کردن)

● (موسیقی) اکسان یا تشدید را به عقب بردن، جای اکسان را عوض کردن، ضرب و مکث کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. omit a sound or letter in a word “syncopate a word” “Somebody ----s something”
  2. modify the rhythm by stressing or accenting a weak beat “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن