دیکشنری فارسی

syndactyl or syndactyle

معنی کامل و مثال‌ها

/sin dak´tǝl/adj., n.

● (جانور شناسی)

● پیوسته انگشت، چسبیده انگشت

● پستاندار پیوسته انگشت، پرنده‌ی پیوسته انگشت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن