دیکشنری فارسی

syndicalism

معنی فارسی

سيستم اتحاديه اي براي تشکيلات کارگري

سنديکاليسم

معنی کامل و مثال‌ها

/-iz´ǝm/n.

● (اروپا- 1890 تا 1920) جنبش اتحادیه‌های کارگری برای کنترل وسایل تولید و پخش از راه مستقیم به ویژه اعتصاب: سندیکالیسم، اتحادیه گرایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a radical political movement that advocates bringing industry and government under the control of labor unions

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن