دیکشنری فارسی

syndicate

UKsindikeit US'sındıkət

معنی فارسی

سنديکا ، اتحاديه چند شرکت ، اتحاديه ، شرکت ،

بوسيله شرکت اداره کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sin´dǝ kit, -kāt´/n., vi.,vt.

● اتحادیه، سندیکا

● سازمان فروش مقالات به روزنامه‌ها و مجلات

● (امریکا) سازمان تبهکاران (که فحشا و قمار بازی و غیره را قبضه می‌کنند)

● روزنامه‌های زنجیره‌ای (چند روزنامه متعلق به یک فرد یا سازمان)

● اتحادیه تشکیل دادن، به صورت اتحادیه درآوردن

to syndicate government factories

در کارخانه‌های دولتی اتحادیه درست کردن

● (مقاله و غیره) در چند روزنامه به چاپ رساندن

he writes four syndicated articles per week

هفته‌ای چهار مقاله‌ی چند روزنامه‌ای می‌نویسد.

● (برنامه‌ی رادیو یا تلویزیون) از چند ایستگاه پخش کردن، به چند ایستگاه فروختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an association of companies for some definite purpose
  2. a loose affiliation of gangsters in charge of organized criminal activities
  3. a news agency that sells features or articles or photographs etc. to newspapers for simultaneous publication
  4. join together into a syndicate “The banks syndicated” “Somebody ----s”
  5. organize into or form a syndicate “Somebody ----s somebody”
  6. sell articles, television programs, or photos to several publications or independent broadcasting stations “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «سنديکا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن