دیکشنری فارسی

synergy

UKsinədʒiː US'sınədʒı

معنی فارسی

هم نيروزايي کار توام اشتراک مساعي همکاري ياري.

معنی کامل و مثال‌ها

/sin´ǝr jē/n.

● هم‌کرداری، هم‌کردار گری، اشتراک مساعی

● هم نیروبخشی، هم نیروبخشگری

● رجوع شود به: synergism

تعریف انگلیسی

noun
  1. the working together of two things (muscles or drugs for example) to produce an effect greater than the sum of their individual effects

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن