دیکشنری فارسی

syntagmatic

معنی فارسی

همنشيني (در زبان شناسي)

معنی کامل و مثال‌ها

/sin´tag mat´ik/adj.

● (زبان‌شناسی) زنجیری، هم نهشتگی، هم نهشتی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. related as members of a syntagma “syntagmatic word associations” “Pertains to noun: syntagma”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن