system installation معنی فارسی نصب سيستم واژههای دیگر با معنی «نصب سيستم» system follow up ارزيابي و بررسي مستمر سيستم جديد نصب شده، به منظور مشاهده ميزان عملکرد آن طبق طرح PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus expansion card کارتي که به منظور نصب تراشه يا مدار، اضافي به يک سيستم افزوده مي شود تا اين، که قابليت سيستم توسعه يابد pipeline assets وسايل و لوله هاي سوخت رساني، سيستم لوله کشي، وسايل نصب لوله airborne radio relay سيستم راديو رله هوابرد، (نصب شده روي هواپيما)