دیکشنری فارسی

systematics

UKsistəmætiks US'sıstə'mætıks

معنی فارسی

سازگانيک سيستماتيک

معنی کامل و مثال‌ها

/-iks/n.pl.

● (بافعل مفرد) علم و روش رده بندی (رجوع شود به: taxonomy)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the science of systematic classification

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن