دیکشنری فارسی

systemic

UKsistemik USsıs'temık

معنی فارسی

وابسته بوجود انساني مزاجي بدني

معنی کامل و مثال‌ها

/sis tem´ik/adj., n.

● وابسته به سیستم، هندادی، سازگانی، همستی

● وابسته به تمام بدن یا ساختار بدنی

● (حشره‌کش) بافتگیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. affecting an entire system “a systemic poison”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته بوجود انساني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن